خرید بک لینک
((هانا))صدای نیلوفرازجاپروندم مهربون گفت:چراگریه میکنی چیزی شده بابغض گفتممن یه دختر ساده...دست و پاچلفتی و خدای سوتی! هیچ چیز جذابی ندارم.. نه چشم رنگی..نه موهای بلوند و نه لحن صحبت خوب!رهام حق داره

برچسب: نویسنده: نیکی اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:44

کلید رو تو قفل در چرخوندم. نفس عمیقی کشیدم و در رو باز کردم. اولین چیزی که شامهام رو نوازش کرد، بوی قورمه سبزی فرزانه جون بود! وارد خونه شدم و در رو پشت سرم بستم. کفشهام رو توی جا کفشی گذاشتم و

برچسب: نویسنده: نیکی اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:44

دنیا"انقد حوصلم سر رفته بود که دلم میخواست سرمو بکوبم به دیوار رفتم پایین و شروع کردم به صبحونه خوردن که پیامی برا گوشیم اس اومد به ذوق اینکه رهامه پریدم رو گوشی اووووووف سحر بود دنیا:ها سحر'سلااااام

برچسب: نویسنده: نیکی اسدی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:44

صفحه بندی